325

خرید بک لینک

آخرین مطالب

امکانات وب

هیچ بچه ای -وقتی تو صفِ انتظارِ فرستاده شدن به این زندگی نکبتی وایساده- از خدا نمیخواد که شخصیتِ زندگی آینده َش درونگرا بشه یا برونگرا ... این خونواده و اجتماع هستن که روی شکل پذیریِ شخصیتِ یه آدم تاثیرِ مستقیم و 100% ــــــی میذارن ... نباید از بچه ی ارشد یه خونواده ی چهار نفره که مجبور شده از 6 سالگی مسئولیت پذیری و مادری کردن برای برادر کوچکترش رو یاد بگیره و در غیابِ پدر خونواده که به خاطر موقعیت شغلیش فقط آخر هفته ها فرصت دیدنش رو داشته و حضور کمرنگِ مادرِ کارمندی که مجبور بوده از 8 صبح تا 3 بعد از ظهر سر کار باشه، خیلی خیلی زودتر از سنِ شناسنامه ایش به بلوغِ عقلی و احساسی برسه، انتظار برونگرایی و اجتماعی بودن داشت ... وقتی به خاطر ترس وسواس گونه ی پدر و مادرت از خطراتِ احتمالیِ جامعه، و نداشتنِ وقت برای انجام کاری جز درس خوندن و رسیدگی به امور خونه، دایره ی دوستات فراتر از 1 نفر نره، یعنی باید یاد بگیری که چه جوری تنهایی، از تنهاییات لذت ببری ... وقتی 27 سالِت بشه، خودت به وضعِ موجود عادت کردی، ولی خونواده َت نه ... انگار حالا که همه َشون به سن بازنشستگی رسیدن و میتونن اوقاتِ بیشتری رو باهات بگذرونن، متوجه شخصیتِ واقعیت میشن ... شخصیتی که دیگه باهاش خو گرفتی، ولی دیگران تصمیم دارن تغییرش بِدن ... انگار تازه به هول و وَلا افتادن که چه بلایی سرت اومده ... من هیچ وقت به این شخصیتِ ساکتِ راکدِ درون گرای جامعه گریزم افتخار نکردم ... حتی خیلی جاها افسوس و حسرتِ دیگرانی رو که 180 درجه باهام فرق داشتن، خوردم ... بعضی وقتا حاضر بودم هر چی دارم بدَم، ولی یکی باشم مثلِ "ت" ؛ راحت، خوش صحبت و اجتماعی ... ولی الان، دیگه برای تغییر خیلـــــــــی دیره ... کاش یکی بیاد وُ این رو به خوانواده َم بفهمونه ...!


پ.ن. کانال رو حذف کردم ... دیگه فقط همین جا می نویسم ...


برچسبها: استفراغ های ذهنِ پُرتلاطم من
+ نوشته شده در سه شنبه دهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 15:49 توسط آریانا |
دلتنگ نوشته های آریانا...

ما را در سایت دلتنگ نوشته های آریانا دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 12 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 6:49

صفحه بندی