دلتنگ نوشته های آریانا

متن مرتبط با «273 6 pc» در سایت دلتنگ نوشته های آریانا نوشته شده است

326

  • نیلوبلاگ

    آخرش، نه اونی شدم که اونا می خواستن، نه اونی شدم که خودم دلم می خواست ... تو باتلاقِ سردرگمی و پوچی گیر کردم و به هر کدوم از این دو طرف که دست و پا میزنم، بدتر فرو میرم ... بیچاره من ِ تباه شده ی رقّت انگیز ... + نوشته شده در سه شنبه دهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 16:5 توسط آریانا...

    ادامه مطلب
  • 286

  • نیلوبلاگ

    از خودم می ترسم ... از این همه فکر وُ خیالی که تو سَرَمه و برای هیچ کدومِشون جوابی ندارم، می ترسم ...! از این که دیگه حتی خودم َم یادم نمیاد چی از زندگی می خواستم، می ترسم .... از آدمای دور وُ برَم که هیـــچ دَرکی از این درجه ی بالای دَرموندگیام ندارن، می ترسم ... از این که حرفی بزنم و عزیزترین آدمای زندگیم ازَم برنجن، می ترسم ... از این که نمی دونم چه شکلی باید به دادِ خودم برسم، می ترسم ... پ.ن. هنوز نرفتم پیش روانشناس ... باید برَم ... باید با یکی از این ترسای لعنتی حرف بزنم ... xa0...

    ادامه مطلب
  • 273

  • نیلوبلاگ

    چند ساعت زودتر از تاریخِ موردِ نظر، نتایجِ آزمونِ IELTS اومد ... اونی نشد که می خواستم ... چیزی که از خودم و زحماتی که کشیدم انتظار داشتم، نشد ...! xa0 xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 Listening xa0 xa0xa0 xa0 xa0xa0 Readingxa0 xa0 xa0xa0 xa0xa0 xa0xa0 Writingxa0 xa0xa0 xa0 xa0xa0 Speakingxa0 xa0xa0 xa0xa0 xa0xa0 Overall xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 xa0 xa0xa0 7xa0xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0xa0 xa0 xa0 xa0xa0 6.5 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0xa0xa0xa0 6.5xa0xa0xa0xa0xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0xa0 6.5xa0xa0xa0xa0 ...

    ادامه مطلب
  • پیوست به پُستِ (266)

  • نیلوبلاگ

    یکشنبه هفته قبل Speakingxa0 ِ آیلتس رو دادم وُ شنبه (دو روز پیش) آزمون Writtenxa0 ِش رو ... فوق العاده سخت بود ... خیلی خیلی سخت تر از آزمونِ آزمایشی حتّی ...! واقعا امیدی ندارم ... حتی به 6.5 ...! مَنی که 8-7 ماه جون کَندم برای 7 ... xa0...

    ادامه مطلب
  • 260

  • نیلوبلاگ

    هنوزَم وقتی بهش فکر می کنم، یه لبخندِ لعنتیِ از سرِ ذوق، بی اجازه میشینه رو لبم ... چند سال گذشته ...؟! چرا نشد که بعد از این همــــــــه سال، کَسی واقعـــــا جایگزینش بشه ...؟! که همونجور با یه نگاهِ ساده َش، هزار بار رنگ عوض کنم و تهِ دلم غَنج بره از شیرینی مهربونیِ تو چشماش ...؟! چرا هنوزَم که اسمش میاد، قلبم میریزه و گوش تیز می کنم برای بیشتر شنیدنِ ازَش ...؟! چرا هنوزَم اسیرِ عشقِ یه طرفه ای َم که ازدواج کرد، جدا شد وَ هنوزَم نمی دونه که یه نفر، 12 ساله که مخفیانه عاشقشه ...؟! xa0نَفَسم،بَن...

    ادامه مطلب
  • 261

  • نیلوبلاگ

    عکسای اینستاگرامم دوباره سیاه وُ سفید شدن ... یه مُشت عکسِ از نظرِ دیگران بی معنی که فقط روحیه ی خاکستریِ همیشه افسرده َم رو نشون ِشون میده ... تو ذوقِ شون میخوره وقتی هر از گاهی چهره واقعیِ دختری رو میبینن که احتمالا همه ی عمُر فکر می کردن مثل کفِ دست میشناسنش ...! xa0...

    ادامه مطلب
  • 262

  • نیلوبلاگ

    دلم میخواد برَم ... یه جای دورِ دورِ خیلـــــــــــی دور ... مثلِ این دخترکِ چتر به دستِ گوشه وبلاگ ... حداقل اون باهوش تر از مَنه ... دَرسش رو خوب یاد گرفته که یه وقتایی، اصرار به ایستادگی و مقاومت در برابر مشکلات، باعثِ قَوی تر شدنِ تو وُ بالا رفتنِ عزت و احترامت تو ذهن دیگران نمیشه ... کَسی نبود که بهِم یاد بِده یه موقعیتایی تو زندگی هست که فقط باید فرار کنی ...! از خودت و بقیه ...! اگه بمونی و گارد بگیری برای ادامه دادن و جنگیدن، فقط خودت رو ضعیف تر کردی و امیدت رو ناامیدتر ... یه وقتایی، تغ...

    ادامه مطلب
  • 263

  • نیلوبلاگ

    همه ی آدما، تو یه بُرحه از زندگی، تو اوجِ درموندگی و پریشون حالیِ روحی، تصمیم می گیرن یه دَنده عقب به گذشته بگیرن ... برَن وُ انقـــــــدر برَن تا برسن به همون نقطه ای که مجبور شدن مهم ترین تصمیم زندگیشون رو بگیرن ... نقطه ای که مجبورشون کرد مسیر زندگیشون رو برای همیشه تغییر بدَن ... به خاطر خودشون ... به خاطر دیگران ...! من تا 6 سالگی عقب رفتم ... تا مُبهم ترین خاطراتِ بچگی ...! پ.ن. چه وبلاگ افسرده ای ...! xa0...

    ادامه مطلب
  • 264

  • نیلوبلاگ

    اَحمقانه َست ... دلم برای چیزایی تَنگ شده که هیچ وقت تجربه َشون نکردم ...! xa0...

    ادامه مطلب
  • 265

  • نیلوبلاگ

    کاش می تونستیم دَرک کنیم که همه ی آدما حق دارن که یه روزایی از زندگیشون رو خوب نباشَن ...! که اون آدمِ آرومِ شاد وُ خندونِ محجوب همیشگی نباشن ... همه ی آدما احتیاج دارن که یه روزایی از دَنده ی چپ بیدار شَن ... تا شب یه اَخمِ عمیق رو صورتشون باشه و به زمین و زمان گیر بدَن ...! به آدمای اطرافتون اجازه بدین که یه روزایی از سال رو برای خودشون باشن ... باهاشون مُدارا کنین و دَرکِشون کنید ... این آدما خیلی خیلی ضعیف تر از شمان ... این آدما هم خسته میشَن ... بهِشون اجازه بدین که یه ساعتایی رو با خودشون...

    ادامه مطلب
  • 266

  • نیلوبلاگ

    آزمونِ آیلتس (Listening, Reading & Writing) رو برای 10 سپتامبر (20 شهریور) واحدِ IELTS Tehran ثبت نام کردم ... امروز ایمیلِ تعیینِ تاریخِ آزمونِ Speaking ِش اومد : 4 سپتامبر (14 شهریور / یکشنبه) ...! به معنای واقعیِ کلمه استرس دارم ... چشمِ امیدم به Overall = 7 ـــهِ؛ ولی یه حسِ مزخرفی میگه : "اگه 6.5 بیاری، شانس آوردی ...! مخصوصا با این فوبیای Speaking ..." همه َش 20-15 دقیقه َست، ولی به اندازه ی 4-3 ساعت ازَم انرژی می گیره ...! اوضاعِ مدیریتِ زمانیم در موردِ بخشِ Reading و Writing هم زیاد خوب ...

    ادامه مطلب
  • 267

  • نیلوبلاگ

    از 6 سالگی تا 26 سالگی ... 20 ســــــال جون کَندم تا همون دختری باشم که "اون" میخواد ... کارایی رو انجام بدَم که "اون" میخواد ... لباس پوشیدَنم، حرف زدنم، دوستام، رشته ی درسی و دانشگاهی، ... سعی کردم همه ی زندگیم مطابق با میل "اون" باشه ... تا ازم راضی باشه ... که دعای خیرش همیشه پُشتِ سرم باشه ... که باعث افتخارش باشم ... ولی هیچی نشدم ...! نه یه دختر خوب مطابق با سلیقه َش، نه بچه ای که بتونه پیشِ این وُ اون بهِش افتخار کنه ...! سعی کردم ولی نشد ... از یه جایی به بعد، تو همه چی در جا زدم ...! ب...

    ادامه مطلب
  • 268

  • نیلوبلاگ

    لاکِ مشکیم تموم شده بود ... بعدِ باشگاه رفتم لاک بخرم ... داشتم تو ویترین دنبالِ "مشکی رنگِ عشقه" می گشتم ؛ از پُشتِ سرم صدای یه خانومی رو شنیدم که داشت به یکی می گفت : "چرا لاکِ سیاه ...؟! یه رنگِ دیگه بردار ...! این رنگ که برای سِن تو نیست ...!"xa0 با یه لاکِ مشکی در دست (!) برگشتم طرفِ خانومه که دیدم یه دخترِ 5-4 ساله، با یه لاکِ مشکی در دست(!!!)، زُل زده بهم ...! xa0...

    ادامه مطلب
  • 269

  • نیلوبلاگ

    تو 16 سالگی، هیچ وقت فکر نمی کردم بتونم 26 سالگی رو ببینم ...! حالا 26 سالَمه و مطمئن نیستم که تا 36 سالگی دَووم میارَم یا نه ... ولی خوبه که یه چشم اندازِ 10 ساله برای خودم بنویسم ؛ به یادگار ...! * 99.9% ایران نخواهم بود ... احتمالا کانادا یا انگلیس ...* دکترا دارم، تدریس می کنم؛ مقاله های پژوهشی بین المللی می نویسم و طراحی landscape انجام میدَم ...* با کَسی که عاشقش شدم، ازدواج کردم (نه طبقِ معیارهای ایرانی-اسلامی ...!!!)* 1 بچه + 3 تا فرزندخونده دارم ...!* حداقل 3 تا کتابِ غیرمرتبط با رشته د...

    ادامه مطلب
  • جدیدترین مطالب منتشر شده