دلتنگ نوشته های آریانا

متن مرتبط با «22» در سایت دلتنگ نوشته های آریانا نوشته شده است

322

  • نیلوبلاگ

    نه پول، نه قیافه و تیپ، نه شخصیت و رفتار ... تنها چیزی که همیشه و در هر شرایطی میتونه حسّ ِ حسادتم رو نسبت به دیگران برانگیزه، زمینه های درسی و موفقیتشونه ... اون دوستم که پارسال با هم می رفتیم کلاس آیلتس (همین موقع ها بود ...) و می خواست برای کارشناسی ارشد از آمریکا پذیرش بگیره که آخرشم موفق شد و اواخر اسفند رفت ... چند دقیقه پیش تو اینستاگرام دیدم موفق شده وضعیت اپلای ِش رو تغییر بده و مستقیم PhD رو شروع کنه ؛ در حالی که من ... ای لعنت به من و این شرایط لعنتیِ مزخرفی که داره دق َم میده ... حت...

    ادامه مطلب
  • 282

  • نیلوبلاگ

    بعد از بیست و شیش سال زندگی (که یک ماه وُ بیست و هشت روز دیگه وارد بیست و هفت سال میشه ...!) یا آقای پدر، من رو خوب نَشناخته، و یا خودم، خودم رو خوب نشناختم ...! وقتی هفت سال پیش، موقعِ ورود به دانشگاه تصمیم گرفت قانع َم کنه که به جای کامپیوتر نرم افزار، معماری رو انتخاب کنم /بدونِ اینکه ازَم بپرسه برای آینده َم چه برنامه ای دارم و آیا میتونم با معماری به اون برنامه ها برسم یا نه/ احتمالا هیچ وقت فکر نمی کرد روزی برسه که دخترش رو تو این درجه از بلاتکلیفی و دلسردی نسبت به زندگی و آینده ببینه ... ...

    ادامه مطلب
  • 285

  • نیلوبلاگ

    سال ها بعدقهرمانِ فیلم کَسی نیستکه شهر را از دستِ هیولاهای غول پیکر نجات دهد ...به تنهایی از عجیب ترین زندان ها فرار کند ...و یا یک تَنه، ارتشی را حریف باشد ...! سال ها بعدقهرمانِ قصّه کَسی است که جرئت می کندو میانِ آدم ها عاشق می شود ...! نویسنده : پوریا نبی پورمنبع : http://7fanoos.mihanblog.com xa0...

    ادامه مطلب
  • 289

  • نیلوبلاگ

    کاش می شد رفت جایی که هیچ وقت، دستِ هیـــچ اَحدالنّاسی به ما و آرزوهامون نمی رسید ...! xa0...

    ادامه مطلب
  • 279

  • نیلوبلاگ

    شاید نباید زندگی رو انقــــدر سخت می گرفتیم ... شاید اگه به عادی بودن عادت می کردیم، الان، تو این برزخِ لعنتی دست و پا نمی زدیم ...! برای همرنگِ این جماعتِ هزار رنگ نشدن، تاوانِ سختی دادیم ...! چه چیزی فاجعه بارتر از این که خودِ واقعیمون رو بینِ انتظاراتی که ازَمون داشتن و چیزی که خودمون می خواستیم باشیم، گُم کردیم ...؟! باختیــــــم ...! مُفــــــت ...! xa0...

    ادامه مطلب
  • 267

  • نیلوبلاگ

    از 6 سالگی تا 26 سالگی ... 20 ســــــال جون کَندم تا همون دختری باشم که "اون" میخواد ... کارایی رو انجام بدَم که "اون" میخواد ... لباس پوشیدَنم، حرف زدنم، دوستام، رشته ی درسی و دانشگاهی، ... سعی کردم همه ی زندگیم مطابق با میل "اون" باشه ... تا ازم راضی باشه ... که دعای خیرش همیشه پُشتِ سرم باشه ... که باعث افتخارش باشم ... ولی هیچی نشدم ...! نه یه دختر خوب مطابق با سلیقه َش، نه بچه ای که بتونه پیشِ این وُ اون بهِش افتخار کنه ...! سعی کردم ولی نشد ... از یه جایی به بعد، تو همه چی در جا زدم ...! ب...

    ادامه مطلب
  • 269

  • نیلوبلاگ

    تو 16 سالگی، هیچ وقت فکر نمی کردم بتونم 26 سالگی رو ببینم ...! حالا 26 سالَمه و مطمئن نیستم که تا 36 سالگی دَووم میارَم یا نه ... ولی خوبه که یه چشم اندازِ 10 ساله برای خودم بنویسم ؛ به یادگار ...! * 99.9% ایران نخواهم بود ... احتمالا کانادا یا انگلیس ...* دکترا دارم، تدریس می کنم؛ مقاله های پژوهشی بین المللی می نویسم و طراحی landscape انجام میدَم ...* با کَسی که عاشقش شدم، ازدواج کردم (نه طبقِ معیارهای ایرانی-اسلامی ...!!!)* 1 بچه + 3 تا فرزندخونده دارم ...!* حداقل 3 تا کتابِ غیرمرتبط با رشته د...

    ادامه مطلب
  • جدیدترین مطالب منتشر شده